مخفی کاری های غول آسا!
ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱  کلمات کلیدی:

سر کلاس بچه ها داشتن کارهای عملیشون رو انجام میدادن که موبایلم چندبار زنگ خورد اما تا می اومدم جواب بدم قطع میشد. بعد از بار دوم سوم به بچه های کلاس شک کردم و سعی کردم خیلی آروم و عادی زیر نظرشون داشته باشم که برام از همون شماره مسیج اومد. یه مسیج فورواردی درباره معلم. فکر کردم هیچکس جز فائزه جرات همچین کاری رو نمی تونه داشته باشه. سرم رو که از روی موبایل بلند کردم نگاهم بهش خورد و بی معطلی خیلی رک پرسیدم: فائزه؟ موبایل آوردی؟؟؟

یه لحظه شوکه شد. چشماش گرد شد و به حالت شاکی گفت ااااا خانوم مــــــــن؟ همزمان دستش رو آورد جلو و موبایلش رو بهم نشون داد و خندید!

چند لحظه با اخم بهش نگاه کردم. گفتم برای چی موبایل آوردی مدرسه؟

خیلی راحت جواب داد خانوم همیشه همراهمه. نمیشه که نباشه!!!

بچه های دیگه هم تایید کردن!

از بچه ها پرسیدم: دیگه کی موبایل داره؟

راستش باور نمیکردم نتیجه اش انقدر حاد باشه.

حدود 7 - 8 نفری موبایل به دست اومدن جلو. چشمام گرد شده بود. مونده بودم چیکارشون کنم.

مسلم بود که قرار نبود به دفتر بگم، چون جز یه سر و صدا در همون جلسه قرار نبود بچه ها به راه راست هدایت بشن و دیگه نیارن.

به همشون یه نیم نگاهی انداختم و گفتم خوب شد جلسه اولیا و مربیان نزدیکه. به مامان هاتون میگم موبایل میارین مدرسه.

چندتایی گفتن خانوم ما یواشکی میاریم.

گفتم: میدونم. بهشون میگم وقتی از خونه بیرون میاین موبایل هاتون رو تحویل بگیرن...

((البته از قبل قرار بود به مادرهاشون بگم که وقتی می خوان درس بخونن بچه ها رو تنها نزارن،  یه دو ساعتی هم موبایلشون رو بهشون ندن.))

داشتم پیروزمندانه با خودم فکر میکردم بعد از یکی دوروز که بچه ها عادت کنن دو ساعتی موبایل نداشته باشن اقلا در اون لحظه دل به درس می دن و می فهمن که چی دارن می خونن.

با این حرفم رنگ چندتایی پرید. که البته من گذاشتم به حساب اینکه بدون اجازه موبایل میاوردن مدرسه.

از بین بچه ها سارا با رنگ پریده اومد جلو و گفت: خانوم تروخدا به مامان من نگین موبایل اوردمااا.

بی تفاوت شونه بالا انداختم.

دوباره گفت خانوم موبایل من الان پیش مامانمه. تو اتاقش!

با تعجب گفتم: پس این چیه دستت؟

گفت این یکی دیگه است که اون خبر نداره!!!! همزمان چندتایی حرفش رو تایید کردن و گفتن که موبایل هایی که با خودشون اوردن مختص آقایونه و خانواده ها ازش  بی خبرن.

از بین بچه ها چند نفری خاص تر از بقیه بودن، مثل:

عاطفه: که میگفت اصلا خانواده اش نمی دونن که موبایل داره!

سارا: که میگفت دوتا موبایل مخفی داره، یکیش عمومیه آقایونه و یکیش اختصاصیه یه نفر دیگه!!!

و مرجان: که میگفت تا حالا 13بار موبایل مخفیش لو رفته و هربار در کمتر از 1 ساعت یکی دیگه جایگزین کرده!!!!! و وقتی من پرسیدم چطور اینکارو میکنی؟ جواب داد دوست پسرم میزاره تو ناودون خونمون، به موبایل اصلیم تک میزنه من میرم بر میدارم!!!!!!!!!!!