تیپ!
ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٤  کلمات کلیدی:

امروز یکی از شاگردهام ازم پرسید: خانوم میشه یه نظر  شخصی بدم؟

 

همونطوری که داشتم کارم رو میکردم بدون اینکه سر بلند کنم جواب دادم در مورد چی؟

گفت همینطوری. درباره شما!

اینبار کنجکاو شدم اما به روی خودم نیاوردم. نگاش کردم و گفتم بگو.

گفت عصبانی نشین ها. موی بالا بیشتر بهتون میاد.

کاملا شوکه شدم. گفتم چی؟؟؟

با عجله تکرار کرد: موی بالا... وقتی موهاتونو بالا می بندین و از دو طرف یه کم موهاتون میاد گوشه صورتتون خیلی بهتون میاد. موی کج بهتون نمیاد!!! بچه های دیگه هم همزمان تایید کردن.

خندم گرفت. جواب دادم من اصلاْ کاری به موهام ندارم. نه بالا می زنم نه کج. خودش میشه!

اما حالا که اینو گفتین یاد چند سال پیش افتادم.  یه بار متوجه شدم که شاگردهای دوم با سوم باهم دعواشون شده . اما دلیلش رو نمی دونستم. از این دعواها زیاد پیش می اومد.

اونروز با بچه های دوم کلاس داشتم. سر کلاس که رفتم احساس کردم جو کلاس متشنجه. اما به روی خودم نیاوردم و درس دادم و بعد هم کارهای عملی بچه ها شروع شد.

هنوز مشغول کار نشده بودن  که یکیشون بی مقدمه پرسید: خانم شما سوم ها را بیشتر دوست دارین؟

با خونسردی جواب دادم. نه. همه تون یکی هستین.

اصرار کرد چراو اونها رو بیشتر دوست دارین.

گفتم نه. اما چون ساعات طولانی تری نسبت به شما با بچه های سوم دارن خواه ناخواه بچه ها به من بیشتر وابسته می شن. اما برای من همه تون یکی هستین.

اون بی مقدمه گفت: نه آخه اون مانتو قهوه ایه که خیلی بهتون میاد رو فقط سر کلاس اونها می پوشین!!! امروز بچه ها بهمون می گفتن خانم ما رو بیشتر دوست داره واسه همین هم سر کلاس ما خوش تیپ تره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من فقط هاج و واج نگاهشون کردم و منظره صبح ها در نظرم تداعی میشد که اولین چیزی که دستم می زسید و می پوشیدم و می اومدم بدون اینکه سر سوزن فکر کنم چی دارم می پوشم و این بچه ها....

حرفم که تموم شد بچه ها گفتن: حالا اون مانتو قهوه ایه کجا هست؟ سر کلاس ما نمی پوشین؟؟؟

و دوباره بحث داغ در مورد لباس های من شروع شد که مجبور شدم با تذکر آرومشون کنم تا به کارشون برسن. اما بعد پشیمون شدم که چرا نذاشتم بگن کدوم مانتوم قشنگتره :دی